Monday, May 21, 2007

... کجا بود آن جهان

کجا بود آن جهان
که کنون به خاطره‌ام راه بر بسته است؟
آتش بازی‌ی بی‌دریغ شادی و سرشاری
.در نُه‌ توهای بی‌روزن آن فقر صادق
قصری از آن دست پر نگار و به‌آئین
که تنها
سر پناهکی بود و
بوریائی و
.بس
.
کجا شد آن تنعم بی‌اسباب و خواسته؟
.
کی گذشت و کجا
آن وقعه‌ی ناباور
که نان پاره‌ی ما برده‌گان گردن‌کش را
نان خورشی نبود
چرا که لئامت هر وعده‌ی گَمِج
بی‌نیازی‌ی هفته‌ئی بود
که گاه به ماهی می‌کشید
وگاه
دزدانه از مرزهای خاطره
،می‌گریخت
و ما راحضور ما
کفایت بود؟
.
دودی که از اجاق کلبه بر نمی‌آمد
نه نشانه‌ی خاموشی‌ی دیگ‌دان
که تاراندن شورچشمان را
کلکی بود
پنداری
تن از سرمستی‌ی جان تغذیه می‌کرد
.چنان که پروانه از طراوت گل
.
و ما دو
دست در انبان جادوئی‌ی شاه سلیمان
بی‌تاب‌ترین گرسنه‌گان را
در خوانچه‌های رنگین کمان
.ضیافت می‌کردیم
هنوز آسمان از انعکاس هلهله‌ي ستایش ما
(که بی‌ادعاتر کسان‌ایم)
.سنگین است
.
این آتش‌بازی‌ی بی‌دریغ
چراغان حرمت کیست؟
.
لیکن خدای را
با من بگوی کجا شد آن قصر پر نگار به‌آئین
که کنون
مرا
زندان زنده‌بیزاری‌ست
و هر صبح و شام‌ام
در ویرانه‌های‌اش
.به رگ‌بارِ نفرت می‌بندند
***

کجائی تو؟
که‌ام من؟
و جغرافیای ماکجاست؟

احمد شاملو - 25 بهمن 1364

...

Liberty has never come from the government. Liberty has always come from the subjects of government. The history of liberty is the history of resistance. The history of liberty is a history of the limitation of governmental power, not the increase of it: Woodrow Wilson

=The shepherd always tries to persuade the sheep that their interests and his own are the same: Marie Beyle

=The jaws of power are always open to devour, and her arm is always stretched out, if possible, to destroy the freedom of thinking, speaking, and writing: John Adams

=To change masters is not to be free: Jose Marti y Perez

=If men use their liberty in such a way as to surrender their liberty, are they thereafter any the less slaves? If people by a plebiscite elect a man despot over them, do they remain free because the despotism was of their own making?: Herbert Spencer.

=Men never do evil so completely and cheerfully as when they do it from religious conviction: Blaise Pascal

Saturday, May 19, 2007

Ecerything Burns..



Artist: Anastacia
Year: 2005
Title: Everything Burns
She sits in her corner
Singing herself to sleep
Wrapped in all of the promises
That no one seems to keep
She no longer cries to herself,
No tears left to wash away Just diaries of empty pages,
Feelings gone astray
But she will sing
'Till everything burns
While everyone screams
Burning their lies
Burning my dreams
All of this hate
And all of this pain
I'll burn it all down
As my anger reigns
'Till everything burns
Ooh, oh
Walking through life unnoticed
Knowing that no one cares
Too consumed in their masquerade
No one sees her there
And still she sings
'Till everything burns
While everyone screams
Burning their lies
Burning my dreams
All of this hate
And all of this pain
Burn it all down
As my anger reigns
'Till everything burns
Everything burns
(Everything burns)
Everything burns
Watching it all fade away
(All fade away)
Everyone screams
Everyone screams..
(Watching it all fade away)
Oooh, ooh..
(While everyone screams)
Burning their lies
Burning my dreams
(All of this hate)
And all of this pain
I'll burn it all down
As my anger reigns
Til everything burns
(Everything burns)
Watching it all fade away
(Oooh, ooh)
(Everything burns)
Watching it all fade away...

دو شعر از: غاده السمان

چیزی مسخره در دوستی ماست؛
از من می خواهی که
جامه ی "کریستین دیور" بر تن کنم،
خود را به عطر شاهزاده ی "موناکو" عطرآگین سازم،
و دایره المعارف "بریتانیکا" را حفظ کنم،
و به موسیقی یِ "یوهان برامس" گوش فرا دهم،
به شرط این که:
هم مانند مادر بزرگ ام بیندیشم!!!
...
از من می خواهی که پژوهش گری چون "مادام کوری" باشم،
چون "مادونا" و رقاصه ای دیوانه در شب سال نو؛چونان "لوکریس بورگیا" ،
و زنی عارف باشم چون "رابعه عدویه"...؟!
اما فراموش کردی که به من بگویی:
چه گونه...

------


"جدایی از صمیم قلب"

این که با تو باشم و با من باشی
و با هم نباشیم،
جدایی همین است.

این که یک خانه ما را در بر می گیرد،
اما یک ستاره ما را در خود جای نمی دهد؛
جدایی همین است.

این که قلب ام اتاقی شد
خاموش کننده ی صداها با دیوارهای مضاعف،
و تو آن را به چشم ندیدی،
جدایی همین است.

این که در درون جسم ات،
تو را جست و جو کنم
و آوای ات را در درون سخنان ات،
جست و جو کنم
و ضربان نبض ات را در میان دستان ات،
جست و جو کنم...


جدایی همین است....

قطعه ای از: فریدون مشیری


بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهان خانه ی جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آمد كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياه ات.
من همه، محو تماشاي نگاه ات.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ی ماه فروريخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد، تو به من گفتي
از اين عشق حذر كن
لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينه ی عشق گذران است،
تو كه امروز نگاه ات به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دل ات با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم
باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم! “
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، ناله ی تلخي زد و بگريخت
اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!
يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم
بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم!

Feeling like Anastacia ...

Artist: Anastacia
Album: Anastacia
Song: Heavy On My Heart

I try to fly away but it's
And every breath I take gives birth to deeper
And for a moment I am weak So it's hard for me to speak
Even though we're underneath the same blue sky

If I could paint a picture of this melody
It would be a violin without its strings
And the canvas in my mind Sings the songs
I left behind Like pretty flowers and a sunset

It's heavy on my heart
I can't make it alone Heavy on my heart
I can't find my way home
Heavy on my heart So come and free me
It's so heavy on my heart

I've had my share of pleasure
And I've tasted pain
I never thought that
I would touch an angel's wings
There's a journey in my eyes
It's getting hard for me to hide
Like the ocean at the sunrise

It's heavy on my heart
I can't make it alone
Heavy on my heart
I can't find my way home Heavy on my heart
So come and free me
It's so heavy on my heart

Love, can you find me in the darkness, and love,
Don't let me down
There's a journey in my eyes
It's getting hard for my to hide And I never thought
I'd touch an angel's wings

Whooo...

Tuesday, March 6, 2007

Fareidun Moshiri

بهار می شود

یکی دو روزِ دیگر از پگاه
چو چشم باز می کنی
زمانه زیر و زبر
زمینه پر نگار می شود
زمین شکاف می خورد
به دشت سبزه می زند
هر آن چه مانده زیر خاک
هر آن چه خفته زیر برف
جوان و شسته رفته آشکار می شود
به تاج کوه
ز گرمیِ نگاهِ آفتاب
بلور لرف آب می شود
دهان دره ها پر از سرود چشمه سار می شود

نسیم هرزه پو
ز روی لاله هایِ کوه
کنار لانه هایِ هفت رنگ
نفس زنان و خسته می رسد
غریقِ موجِ کشتزار می شود

در آسمان
گروه گله هایِ ابر
ز هر کنار می رسد
بهر کرانه می دود
به روی جلگه ها غبار می شود
درین بهار ... آه
چه یادها
چه حرف های ناتمام
دلِ پر آرزو
چو شاخِ پر شکوفه باردادر می شود

نگار من
امید نوبهار من
لبی به خنده باز کن
ببین چه گونه از گلی
خزانِ باغِ ما بهار می شود.

Sunday, February 4, 2007

راهي آسان‌تر براي حذف


جادی ميرميراني
برگرفته از مجله ی زنان- بهمن 1385

درسال‌هاي اولية ورود اينترنت به ايران، دولت نظارت کمي بر آن داشت و بسياري از شرکت‌هاي خصوصي و کوچک،‌ با خريد اشتراک اينترنت از کشورهاي ديگر، آن را در اختيار کاربران قرار مي‌دادند. بعد از چند سال که دولت تصميم به نظارت بر اينترنت گرفت، در اولين گام، اين شرکت‌ها را مجبور به خريد اشتراک اينترنت از شرکت مخابرات و بعد از مدتي، مجبور به لغو اشتراک‌هاي خارجي‌شان کرد. پس از آنكه تمام خطوط ورود اينترنت به کشور در اختيار دولت قرار گرفت، فيلتر مي‌توانست اعمال شود. اوايل، چند سايت پورنو و كمي بعد چند سايت خبري فيلتر شد، اما کم‌کم دايرة سايت‌هاي فيلترشده گسترش پيدا کرد و سايت‌هاي نوخاسته و پرمخاطب زنان را نيز دربرگرفت. پرمخاطب به اين جهت که در ايران، سال‌ها زنان از دايرة اخبار دور بودند و اتفاقات مهم را مردان و براي مردان ايجاد و مخابره مي‌كردند. اما ظهور اينترنت و امکان داشتن سايت‌هاي خبري و تحليلي، اين وضعيت را تغيير ‌داده و ديگر اين امکان به‌وجود آمده بود که زنان اخبار خودشان را در رسانه‌اي آزاد منعکس کنند، و همين اخبار شروع به جذب خواننده‌هاي خاص خودش کرد. نتيجه اين شد که برخلاف تلقي سنتيِ دور بودن زنان و دختران از تکنولوژي، زنان بسياري جذب اين رسانة جديد شدند و شروع به خبرگيري و خبردهي از طريق آن کردند. اين فعاليت‌هاي فردي کم‌کم شکل جمعي به خود گرفت و سايت‌هايي چون WomenInIran.com و IFTribune.com از اولين‌ سايت‌هاي انعكاس‌دهندة اخبار و مطالب مربوط به زنان بودند که توانستند مخاطبان بسياري را جذب و عملاً چشم‌ها را به واقعيت‌هايي که زنان با آنها درگير بودند باز کنند. امواج اين آگاهي جديد اما با تفكري بسته و سنتي رو‌به‌رو شد. تفكري كه زنان را همچنان سوژه‌اي جنسي تلقي مي‌كرد و مسائل زنان را در زمرة امور مبتذل قرار مي‌داد. بنابراين، درحالي‌كه فعالان امور زنان انديشه‌هاي برابري‌خواهانه را تكثير و سايت‌هاي سازمان‌هاي فعال در اين حوزه تلاش مي‌کردند مشکلات زنان را انعکاس دهند، كلمه‌هاي «زنان»، «جنسيت» و واژه‌هاي مشابه، در روش فيلتر كردن كلمه‌اي سايت‌هاي اينترنتي، جزو لغات اصلي قرار گرفتند.
روش فني فيلتر كردن در ايران و حضور مسائل زنان در آندر ايران، نرم‌افزارهاي فيلتر كردن در دو سطح نصب شده‌اند. در سطح اول، کل جريان اينترنت ورودي به کشور در مراکز مخابراتي كنترل مي‌شود و سپس اين اينترنت كنترل‌شده بين شرکت‌هايي که اينترنت را در اختيار کاربران قرار مي‌دهند توزيع مي‌شود. البته همين شرکت‌ها هم موظف‌اند در سطح خودشان فيلتر ديگري سر راه اطلاعاتي که به مشترک مي‌فروشند قرار دهند. معمولاً فيلتر سطح اول (ورودي به کشور) سختگيري کمتري دارد و به سايت‌هاي بيشتري اجازة عبور مي‌دهد. ولي در مقابل، فيلتر سطح دوم (درون ISP يا رساها) بسيار سختگير است و فهرست اعلامي شركت مخابرات، قوة قضاييه و... در آن مدنظر قرار مي‌گيرد. علاوه بر اين، کلماتي که بايد سانسور شوند نيز در همين سطح به شرکت‌هاي خدمات اينترنت اعلام و آنها موظف به ممانعت از جست‌وجوي کاربران براي دستيابي به اين كلمات مي‌شوند. دليل سهل‌گيرتر بودن فيلتر سطح اول (سطح ورودي به کشور) هيچ‌گاه رسماً اعلام نشده، ولي به‌نظر مي‌رسد که دولت فکر مي‌کند فقط در قبال اين فيلتر پاسخگوست. به همين دليل سعي شده بيشتر حجم فيلتر، ازجمله فيلتر کلمات، بر عهدة شرکت‌هاي ارائه‌دهندة خدمات گذاشته شود. البته از نظر فني، دوسطحي كردن فيلتر لازم است زيرا انتقال كل جريان اطلاعات به كشور در يك مرحله، باعث كندي بيش از حد و بروز مشكلات فني بسيار مي‌شود.زنان و مسائل مربوط به آنها در هر دو سطح و در هر دو شيوه (فيلتر براساس نشاني سايت يا براساس کلمة مورد جست‌وجو) تحت كنترل بوده‌اند. حضور تعداد بسيار زيادي از سايت‌هاي زنان در فهرست فيلتر سطح اول به اين معناست که دولت تصميم گرفته است مسئوليت پاسخگويي در قبال آن را بپذيرد، چنانكه حجم زيادي از سايت‌هاي خبري مربوط به زنان و سايت بسياري از انجمن‌هاي فعال در زمينة حقوق زنان و همچنين وبلاگ بسياري از زنان در اين سطح سانسور شده‌اند. زنان در زمينة سانسور واژه‌اي نيز بسيار زير فشارند. به‌نظر مي‌رسد كه در تنظيم فهرست کلمات مورد نظر براي فيلتر، برداشتي جنسي از تمام کلمات وجود داشته ‌است و حتي کلماتي همچون برده (Slave)، حمام (bath) و گوشت (meat) نيز احتمالاً مسائل جنسي را به ذهن فرد يا گروه ناظر متبادر کرده و اين‌گونه واژه‌ها هم فيلتر شده‌اند. با در نظر گرفتن چنين ذهنيتي، ديگر نبايد از فيلتر شدن کلمة women (زنان) و بسياري کلمات ديگر مربوط به زنان همچون پريود يا پستان تعجب کرد.
فيلتر سايت‌هاي مربوط به زنانجدا از انواع و اقسام سايت‌ها و کلمات فيلترشده در اينترنت، كه شامل انواع سايت‌هاي سياسي، خبري، ديني، زنان و... مي‌شود، فيلتر «زنان» را مي‌توان در چهار حوزه بررسي کرد: وبلاگ‌هاي زنان، سايت‌هاي انعکاس‌دهندة اخبار زنان، سايت‌هاي مربوط به زنان، و کلمات مرتبط با زنان.در حوزة اول، زنان از اصلي‌ترين گروه‌هايي بودند که ابزار سادة وبلاگ‌نويسي را براي مقاصد خود برگزيدند. هدف بسياري از آنان بسيار ساده و ابتدايي بود:‌ اعلام وجود. با ظهور وبلاگ و اين امکان که هرکس به‌سادگي عقايد، شرح زندگي و خواست‌هايش را در دسترس ديگران بگذارد، زنان شروع کردند به‌ نوعي اعلام وجود در جامعه. به اين ترتيب، ديگر کسي نمي‌توانست زنان را مخفي کند، آنها را از روند توليد اطلاعات کنار بگذارد يا حضور و نظرشان را نفي کند. زنان و دختران گاهي با اسم اصلي و گاهي با اسم مستعار و گاهي بدون اسم مي‌نوشتند. شايد مشهورترين نمونة وبلاگ‌هاي آن روزها، ندا بود که در نشاني http://neda.blogspot.com مي‌نوشت و خورشيد خانم به نشاني http://www.khorshidkhanoom.com که هنوز هم فعال است. نويسندة وبلاگ ندا از کساني بود که هيچ‌وقت سعي نکرد هويت خودش را مخفي کند. البته زندگي در سوئيس حاشية اطميناني براي نويسنده ايجاد مي‌کرد تا راحت‌تر بنويسد، ولي از اين حاشية اطمينان نيز در برابر فشار فيلتر کاري ساخته نبود. ندا از اولين وبلاگ‌نويسان زن بود كه قرباني فيلتر كردن در ايران شد. فيلتر نوشته‌هاي زني که جرئت کرده بود با استفاده از ابزاري كه پيش‌تر در اختيار مردان بود، خواسته‌هاي خود را بيان كند، ظاهراً در محدودة اهداف فيلتر كردن در ايران بود.زنان در وبلاگ‌ها از زندگي روزمره‌شان و از عقايدشان مي‌نوشتند و بعضي‌ها هم از زن بودنشان. تعدادي عاشق بودند و سخن گفتن از عشق شايد جرمي نابخشودني بود‌، برخي‌ مشکلاتشان را مي‌گفتند و بسياري از مشکلات وابسته به سنت‌ها و نظام حاكم بر فرهنگ کشور بود، بعضي‌ها از زندگي روزمره‌شان مي‌نوشتند ولي زندگي روزمرة آنها با الگوهاي ارائه‌شده فرق داشت. به همين دلايل، از بيش از هزار وبلاگ فيلترشده، حجم قابل توجهي مربوط به زنان و مسائل آنان است. بخصوص اين روزها که افراد از وبلاگ‌هايشان براي خبررساني نيز استفاده مي‌کنند. در خصوص سايت‌هاي انعکاس‌دهندة اخبار زنان، شايد در کمتر از يک سال پس از شروع به کار وبلاگ‌ها، اولين سايت‌هاي خبري اختصاصي زنان شروع به کار کردند. اين سايت‌ها خلأ مربوط به اخبار زنان و تحليل‌هاي زنان دربارة مشکلاتشان را پر مي‌کردند. اولين اين سايت‌ها شايد www.WomenInIran.com بود که تا امروز هم فعاليت‌هايش را با افت و خيزهايي پيگيري کرده است. سايت مشهور ديگري از اين دست تريبون فمينيستي www.IFTribune.com بود. هر دو اين سايت‌ها مدت کوتاهي بعد از شروع فعاليت خود فيلتر ‌شدند و با تغيير نام و نشاني يا تغيير شکل فعاليت (تغيير سايت IFTribune.com به HerLandMag.com) به کار ادامه ‌دادند. دلايل فيلتر سايت‌ها هيچ‌گاه رسماً اعلام نمي‌شود، اما فيلتر شدن اين سايت‌ها را مي‌توان به پوشش دادن حجم انبوهي از اخبار و مطالب زنان، که پيش از اين ناديده گرفته مي‌شد، نسبت داد. دومين دليل فيلتر شدن اين سايت‌هاي خبري و تحليلي شايد فعاليت گروه‌هاي فعال زنان در اين سايت‌ها و اشاعة انديشة فمينيستي باشد كه مناسبات نابرابر حاكم ميان زنان و مردان را نفي مي‌كند. اين مسئله در رسانه‌هاي ديگر نيز نمود يافته، به‌گونه‌اي كه تبليغ فمينيسم در سينما رسماً ممنوع اعلام شده‌ است.مجموعة ديگر ‍سايت‌هايي‌اند كه عمدتاً اطلاعاتي عمومي دربارة مسائل مختلف، ازجمله مسائل زنان دارند. مثلاً سايت‌هايي وجود دارد دربارة ايدز، سرطان يا اطلاعات پزشكي که به‌رغم لزوم آگاهي از آنها، زنان و مردان از دسترسي به آنها محروم‌اند. اين مسئله تا آنجا پيش رفته که سايت صندوق توسعة زنان سازمان ملل به نشاني http://www.unifem.org نيز به جمع سايت‌هاي فيلترشده پيوسته است. در پاسخ به اعتراض‌هاي متعدد محققان و پژوهشگران حوزه‌هاي مختلف به فيلتر شدن اين سايت‌ها، معمولاً مسئولان شركت مخابرات دليل قانع‌كننده‌اي ارائه نمي‌دهند. اما خام‌ترين شيوة فيلتر كردن در اينترنت، که تا چندي پيش رايج بود، فيلتر نشاني‌هاي اينترنتي براساس وجود يک کلمه در آنهاست. همين مسئله دسترسي به سايت‌هاي دانشگاه‌هاي مطرح و مؤسسات آموزشي و پژوهشي را غيرممكن كرده بود. بسياري از لغات مربوط به جنسيت مشمول اين نوع فيلتر مي‌شد که مشهورترين آنها کلمة women (زنان) بود. قرار گرفتن اين لغت در فهرست کلمات غيرقابل جست‌وجو در حالي بود که رشته‌‌اي دانشگاهي در ايران تدريس مي‌شود با عنوان women studies (مطالعات زنان). واژه‌هاي بسيار ديگري هم در اين فهرست وجود دارد مانند bath (حمام)، period (دوره)، penetration (رخنه) که همه و همه کاربردهاي بسيار وسيع‌تر يا اصولاً بي‌ارتباط با حوزة مسائل جنسي دارند. ولي وقتي قانونگذار كلمة meat (گوشت) را نيز در حوزة کلمات جنسي مي‌شناخت و سانسور مي‌کرد، حضور اين واژه‌ها در فهرست کلمات ممنوعه تعجب‌آور نبود. سانسور کلمة women چندين بار با شعار «سانسور وقيح است نه زن» از جانب گروه‌هاي مختلف پيگيري شده است. همان‌طور كه در شمارة گذشتة مجلة زنان نيز آمده ‌بود، مهرشاد شبابي، مشاور فرماندهي كل و مسئول دفتر امور زنان سپاه و رئيس همايش زنان و اينترنت در هزارة سوم، در پاسخ به سؤالات مربوط به فيلتر کلمة women گفت: «در مراحل مقدماتي برگزاري همايش، پنج نشست تخصصي با كارشناسان و مسئولان امر برگزار كرديم. نشست سوم از اين پنج نشست به بحث فيلترينگ اختصاص داده شد. در آن نشست به مسائلي مثل اينكه چرا كلمة زنان در اينترنت فيلتر است پرداخته شد. شوراي سياستگذاري فيلترينگ خبر داد كه اين نقص با استفاده از نرم‌افزار جديد به‌زودي حل خواهد شد و از آن پس ديگر واژه‌هاي عامي مثل زن و جنسيت فيلتر نمي‌شوند.»1اين پاسخ رايجي بود كه پيش از اين نيز داده مي‌شد: «به‌زودي نرم‌افزار فيلترينگ جديدي خواهيم داشت که ديگر کلمات را فيلتر نمي‌کند»2 و بر اين موضوع نيز تأکيد مي‌شد که «دليل فيلتر بودن اين کلمه نتايج مستهجن جست‌وجو به دنبال آن است».3 اين در حالي ‌است كه برخي تحقيقات مستقل انجام‌شده در ايران مستجهن بودن نتايج جست‌وجوي کلمة women را نشان نداده است. وانگهي، اگر اين استدلال مبناي تحقيقي دارد، خوب است كه مسئولان تحقيقات منجر به اين نتيجه‌گيري را در اختيار محققان قرار دهند تا ديگران امكان نقد و بررسي آنها را داشته باشند. به علاوه، تأكيد بر اينكه «يك نرم‌افزار جديدتر و قوي‌تر براي بهتر سانسور كردن» در راه است، پاسخگوي معترضان به اصل سانسور و فيلتر كردن در اينترنت نيست.■
پي‌نوشت‌ها1) مريم ميرزا، «دسترسي به زن "مجاز نمي‌باشد"»، مجلة زنان، ش 137، آبان 1385، ص 25.2) همان.3) http://www.bedoonemarz.com/blog/87